تبليغاتX
هنوز نمی دانم !!!

هنوز نمی دانم !!!

یه کم عجیب! شاید قریب!

همه چی تموم شد هم وبلاگ هم رفاقت

 

گريه كنم يا نكنم آخر ما جرا رسيد

گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد

تو مي روي و آينه پر مي شود از بي كسي

از من سفر مي كني و به مرگ قصه مي رسي

ببين كه آب مي شود قطره به قطره قلب من

مرگ منو قصه ماست فاجعه جدا شدن

بعد تو با من چه كنم با من بي پناه من

 كجاي شب پنهان شوم كجاي اين عاشق شكن

تو مي روي و جان من گور ترنم مي شو

خورشيدكي كه داشتم در شب من گم مي شود

چيزي نگو به آينه بارازقي حرفي نزن

برای بار آخراین تنها نگاهی کن به من

***

دوستای گلم سلام یه سلام تیک تاکی یه سلام خسته یه سلام دیونه وار یه سلام عاشقونه  به کسی ... نه یه سلام به همه کسایی که میان تو این وبلاگ و این پست رو می خونن 

 

امروز دلم خیلی گرفته امروز فهمیدم که انگار من تو عشق بازی هیچ سکه شانسی ندارم و امروز فهمیدم که هیچ وقت نباید عاشق شم و امروز فهمیدم واقعا باید عاشقی رو تو یه زندگیم ممنوع کنم

زنگ زد و گفت :دنیای من خیلی کوچیکه ...و تو و دنیای تو خیلی بزرگ من نمی تونم خوشبخت کنم

خیلی دوست دارم عزیزم و لی بخاطر خودت می خوام بزارم برم تو لیاقتت بیشتر از این حرفاست  تو خوب و مهربونی و من به دردت نمی خورم

خیلی دوست داشتم که بتونم همه دنیای کوچیکم رو بدم تا اون چشمای سیاه گرد و خوشکلت رو داشته باشم...

کلی ازم تعریف کرد که مثلا گولم بزنه امانیم دونم چرا به قول خودش ..............دیگه نمی تونم ادامه بدم بغض راه گلوم رو بسته دیگه طاقت ندارم ومنم تنها حرفی که بهش زدم این بود که باشه هرجو توراحتی یاعلی

.

.

.

.

.

.

.

.

.

در کل اینکه امروز اومدم تا به همه:دوستای گلم ازجمله  آبجی یاسی ُ داداش علی ُ خان داداش ُ رفیقم بنده خداُ آبجی بهارم یه   شناسنامه  یه آدم    دروغ گوُخادمین خدیجه کبرا و همه همه کسی که بهم سرزدن و من الان حضور ذهن ندارم  بهشون بگم شرمنده با مطالب  چرت و پرتم سرشون رو بدرد آوردم

حلالم کنید

 

خدا منو ببخشه

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 6:46 PM  توسط tik-tak  | 

تا همیشه .....

تا دینا دیناس من دوشت دالم 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 5:47 PM  توسط tik-tak  | 

چه زیباست لحظه به لحظه به یاد تو بودن

کاش بودی تا دلم تنها نبود . . .

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 5:34 PM  توسط tik-tak  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 5:29 PM  توسط tik-tak  | 

من و فنجون قهوه دست نخورده

باز اومدم نبودی      بازم بی طاقت شدی و زود رفتی

وباز منم مثه همیشه تمام وقت رو با پر پر کردن گل رز ی که برات آورده بودم گذروندم و تمام مدت رو به اون فنجون قهوه ای که به یادت سفارش داده بودم نگاه کردم   

.

.

.

.

.

.

.

آره یدونه واسه دوتا مون چجون همیشه عادت دارم بجای سفارش دادن و بعد خوردن قهوه در فنجانی جداگانه ُ  به قهوه خوردنس تماشا کنم تا شاید آخر فنجونش چیزی واسم بزاره . . . دیونم می دونم واسه همینه که می گم دیونه قهوه خوردنشم کاش یه بار می دیدن چه ناز قهوه می خوره انگار با او.ن لبای گوشتالوش داره فنجون قهوه رو می بوسه و تمام لذت دنیا رو در مون یک فنجان قهوه می بینه و دلش نمی خواد که قهوه اش تموم بشه  . . . . دلم تنگه کاش که یه کم زودتر می رسیدم تا نرفته بود . . . کاش!!!   

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 4:19 PM  توسط tik-tak  |